2 thoughts on “عیش و نیستی

  1. اولین کاری بود که از مونیه می خوندم.
    از این صراحت قلمش و طعنه ها و هجوهای جانانه اش لذت بردم.
    باید گفت این نمایشنامه هجو چی نیست. از تفاوت های جنسیتی و دیدگاه های مردان به زنان و برعکس تا کنایه هایی که در مورد زندگی زناشویی و روابط جنسی بیان می شه و زندگی روزمره ی انسان ها و ذات و مفهوم خود زندگی تا شرایط چاپ و نویسندگان.
    به خصوص بخش هایی که به نوینسدگان و شرایط چاپ و خرید کتاب می پردازه طعنه هاش خیلی عمیق تر از قبل می شه و به صورت علنی خیلی از کثیف کاری های این حوزه رو بیان می کنه.
    هجوی هم که در مو

  2. این نمایشنامه با صراحتی بیپروایانه جلوههای مدرنِ هنرمندی و فرهیختگی را به ریشخند میگیرد. شخصیت اصلی آن، آنیبال، اندیشمند و فیسلوفی است که هیچکس به او اعتنایی نمیکند. زندگی شخصیاش با پیرامونیانش هیچ خوشآیند نیست و پیوسته با همسرِ زیادهخواه و ناهمسازش در اختلاف و جرّوُبحث است. او پس از اینکه مدتی اینگونه سرمیکند، بر آن میشود تا خودکشی کند. واکنش اطرافیان دربرابر تصمیم او سخت مضحک و غریب است. خدمتکار خانهاش مثل کسی که حرف او را جدی نگرفته باشد، هیچ مخالفتی نمیکند و حتی با رفتاری اربابمنشانه از او چ

Leave a Reply