5 thoughts on “زائری زیر باران

  1. از مدت ها قبل ملتفت شده بودم که آدم عین علف هرزه است و خیلی زود به همه چیز عادت می کند

    کتاب شامل چند داستان کوتاه است که در سبک رئالیسم اجتماعی نگاشته شده است
    داستان هایی درباره ی رعیت هایی که با مکانیزه شدن کشاروزی نمی دانند با این سن و سال به چه کار دیگری مشغول شوند
    و یا مردمی که مجبورند زن و بچه هایشان را بگذارند و برای پول درآوردن قاچاقی به قطر و کویت بروند و مردهای دیگری که برای فروش خون صف بسته اند

    .بیکاری ،فقر و خرافات موضوعات اصلی کتاب هستند
    دو داستان “بود و نبود” و “در سایه سپیدارها” شباهت

  2. مجموعه داستان: «مصیبت کبک ها»: زن و مردی خرافاتی و خریدن چند کبک
    بود و نبود: پسری عاشق در زندان که پدر معشوق را بخاطر مخالفت با ازدواج کشته
    بندر: داستان مردانی که با بردن بار امرار معاش میکنند
    ترس: دو قاچاقچی که میخواهند از دست مامورین فرار کنند
    راهی به سوی آفتاب: یک زندانی که از خواب بیدار شده و ادعای پیامبری دارد
    انتر تریاکی: میمونی که دلقک بازی درمیآورد و معتاد شده
    زیر باران: آدمهایی که با فروش خون خود پول قمار خویش را جور میکنند
    آسمان کور: قماربازی تازه از زندان آزاد شده و دوباره درگیر شده
    زیر آفتاب

  3. قلم محمود روان هست، کلماتش برایم سریع به تصویر تبدیل میشوند، خودم رو جای شخصیتها میذارم، شخصیتهایی که زندگی بسیار تلخ و غمناکی دارند و حتی تو خیال هم میتوان سختی و عذاب زندگیشون رو حس کرد.

  4. احمد محمود یک قصه گوی بومی ست، با روایت هایی خطی و مضامینی سخت اجتماعی. آثار محمود اگرچه در ادبیات معاصر ما قابل تامل اند، اما در مقایسه با ادبیات امروز جهان، مقام بلندی نصیبشان نمی شود. با این همه اگر حوصله ای باشد و حال و هوایی برای شنیدن خاطرات پدر بزرگ از جنگ و کودتا و طبقات محروم و… خواندن آثار احمد محمود در رده ی بالای اولویت هاست. او از نسلی ست که بیش از ادبیات، به جامعه گرایی و مردم گرایی گرایش داشتند (از جمله محمود دولت آبادی). زبان احمد محمود ساده، شیرین و خودمانی ست. این ویژگی در بر

  5. اسم احمد محمود را از زبان زندانیان سیاسی زیاد شنیده ام. جالب است که بهترین کتابهایی که خوانده اند از احمد محمود است. من درکش نمیکنم. از زندان و به بند کشیده شدن انسانها جنان شیرین صحبت میکند که انسان تمام آرزوی زندگیش را در آن سرای سرد مجسم میکنم. کاش هیچ بی گناهی در بند نباشد
    به امید آن روز

Leave a Reply